تبلیغات
MBA students of Tehran University official blog entry Bahman 1391 - مطالب داستانکها و جملات مدیریتی

فونت زیبا سازفونت زیبا سازفونت زیبا سازفونت زیبا سازفونت زیبا سازفونت زیبا سازفونت زیبا ساز

لطفا از تمام مطالب دیدن فرمایید.

تست زیر از چهار سؤال تشکیل شده که به شما خواهد گفت آیا برای این که یک مدیر حرفه‌ای باشید، شایستگی لازم را دارید یا نه. سؤال‌ها مشکل نیستند. در مورد هر سؤال اول سعی کنید خودتان پاسخ بدهید . با هایلایت كردن فضای بعداز سوالات می‌توانید جواب صحیح را ببینید.

 

1- از شما خواسته شده یک زرافه را در یخچال قرار دهید. چطور این کار را انجام می‌دهید؟

درب یخچال را باز می کنیم. زرافه را داخل یخچال می گذاریم و سپس درب آن را می بندیم. هدف از این سؤال این است که مشخص شود آیا شما از آن دسته افرادی هستید که تمایل دارند مسائل ساده را خیلی پیچیده ببینند یا خیر!

2- حال از شما خواسته شده یک فیل را در یخچال قرار دهید. چه می‌کنید؟

آیا پاسخ شما این است که درب یخچال را باز می کنیم و فیل را در یخچال می گذاریم و درب آن را می بندیم؟

نه! این درست نیست!

پاسخ صحیح این است که درب یخچال را باز می کنیم. زرافه را از یخچال خارج می کنیم. فیل را در یخچال می گذاریم و درب آن را می بندیم. این سؤال برای این است که مشخص شود آیا شما به نتایج کار های قبلی خود و تأثیر آن بر تصمیم گیری های بعدی تان فکر می کنید یا خیر.

3- آقا شیره یک کنفرانس برای حیوانات جنگل ترتیب داده است که به جز یک حیوان، همگی حیوانات در آن حضور دارند. آن یک حیوان غایب کیست؟

اگر پاسخ داده اید که اسکار برادر کوچک آقا شیره حیوان غایب است باز هم اشتباه کرده‌اید. یادتان رفته که فیل الان در یخچال است؟ پس حیوان غایب این جلسه باید فیل باشد! هدف از این سؤال این است که حافظه شما در به خاطر سپردن اطلاعات سنجیده شود.

اگر تا این جا به سؤالات پاسخ درست نداده‌اید نگران نباشید. هنوز یک سؤال دیگر مانده است.

4- باید از یک رودخانه عبور کنید که محل سکونت کروکودیل‌هاست. شما قایق ندارید. چه می‌کنید؟

خیلی ساده است! به داخل رودخانه پریده و با شنا کردن از آن عبور می کنید. کروکودیل‌ا؟ آن ها الان در جلسه ای هستند که شیرشاه ترتیب داده! هدف از این سؤال این است که مشخص شود آیا از اشتباه های قبلی خود درس می گیرید که دوباره آن ها را تکرار نکنید یا خیر!

 




طبقه بندی: دانشجویان گرایش بازاریابی،  دانشجویان گرایش استراتژی،  داستانکها و جملات مدیریتی ، 

تاریخ : دوشنبه 21 مهر 1393 | 07:26 ق.ظ | نویسنده : سیدعلیرضا حسینی ابرندآبادی | نظرات

جان دوست صمیمی جک در سر راه مسافرتشان به منهتن پس از سفارش صبحانه در رستوران به جک گفت:
یک لحظه منتظر باش می روم یک روزنامه بخرم.

پنج دقیقه بعد، جان با دست خالی برگشت.
در حالی که غرغر می کرد، با ناراحتی خودش را روی صندلی انداخت.
جک از او پرسید: چی شده؟
جان جواب داد: به روزنامه فروشی رو به رو رفتم. یک روزنامه صبح برداشتم و ده دلار به صاحب دکه دادم. منتظر بقیه پول بودم،اما او به جای این که پولم را برگرداند، روزنامه را هم از بغلم در آورد.
به من گفت الان سرم خیلی شلوغ است و نمی توانم برای کسی پول خرد کنم.

فکر کرد من به بهانه خریدن یک روزنامه می خواهم پولم را خرد کنم.
واقعم عصبانی شدم.جان در تمام مدت خوردن صبحانه از صاحب روزنامه فروشی شکایت می کرد و غر می زد که او مرد بی ادبی است. جک در حالی که دوستش را دلداری می داد، حرفی نمی زد.
بعد از صبحانه به جان گفت که یک لحظه منتظر باشد
و بعد خودش به همان روزنامه فروشی رفت

وقتی به آنجا رسید، با لبخندی به صاحب روزنامه فروشی گفت: آقا، ببخشید، اگر ممکن است کمکی به من کنید. من اهل اینجا نیستم. می خواهم نیویورک تایمز بخرم اما پول خرد ندارم. فقط یک ده دلاری دارم. معذرت می خواهم، می بینم که سرتان شلوغ است و وقتتان را می گیرم.
صاحب روزنامه فروشی در حالی که به کارش ادامه می داد یک روزنامه به جک داد و گفت: بیا، قابل نداره. هر وقت پول خرد داشتی، پولش را به من بده.
وقتی که جک با غنیمت جنگی اش برگشت، جان در حالی که از تعجب شاخ در آورده بود پرسید: مگر یک نفر دیگر به جای صاحب روزنامه فروشی در آنجا بود ؟

جک خندید و به دوستش گفت: دوست عزیزم، اگر قبل از هر چیز دیگران را درک کنی، به آسانی می بینی که دیگران هم تو را درک خواهند کرد ولی اگر همیشه منتظر باشی که دیگران درکت کنند، خوب، دیگران همیشه به نظرت بی منطق می رسند. اگر با درک شرایط مردم از آنها تقاضایی بکنی، به راحتی برآورده می شود.




طبقه بندی: داستانکها و جملات مدیریتی ،  دانشجویان گرایش استراتژی،  دانشجویان گرایش بازاریابی، 

تاریخ : دوشنبه 21 مهر 1393 | 07:14 ق.ظ | نویسنده : سیدعلیرضا حسینی ابرندآبادی | نظرات

یکی از پژوهشگران می‌گوید: «زمانی که کودکی هفت‌ساله‌‌ بودم، مادرم من و برادرم را در کلاس شنا ثبت‌نام کرده بود‌. من موقع شنا کردن، از ترس غرق‌شدن مرتب دست‌وپا می‌زدم‌. این ترس همیشه موقع شنا کردن همراهم بود‌. من این نکته را به‌خوبی می‌دانستم که هر روز که به استخر می‌روم، زندگی‌ام در دست مربیان قرار‌دارد اما با این حال، هر روز برای شنا کردن به استخر می‌رفتم چون به‌عنوان یک شناگر خردسال یاد گرفته بودم که به مربی خود اعتماد کنم‌. مربی من آدمی مصمم بود‌. او همیشه به نگرانی‌ها و ترس من توجه می‌کرد و همواره صادقانه در‌ مواقع گرفتاری به کمکم می‌شتافت و مرا نجات می‌داد و هرگز اجازه نمی‌داد که در استخر غرق شوم‌.»

 

اکنون سؤال این است: «‌آیا کارکنان‌، مشتریان و مراجعین، به شما به‌عنوان یک مدیر این اعتماد را دارند که نگذارید در دریای مشکلات غرق شوند و به کمک‌شان بشتابید‌؟» اگر می‌خواهید دیگران به شما اعتماد کنند، ‌توصیه‌‌های زیر را رعایت کنید‌:

 - به تعهدها و قول‌های خود پای‌بند باشید‌: اگر شک دارید که نمی‌توانید به قول‌تان عمل کنید، هیچ‌گاه قول ندهید. اگر اعتماد از بین رفت، دیگر باز‌نمی‌گردد‌.

- خوب گوش کنید‌: افراد به کسانی اعتماد می‌کنند که آنان را درک کنند‌.

- رازدار باشید‌: اگر می‌خواهید اعتماد را در قلب کسی نابود کنید، اطلاعات محرمانه و اسرار‌ او را فاش کنید‌.

- در دسترس باشید‌: وقتی مدیران همیشه در دسترس کارکنان باشند، اعتماد شکل می‌گیرد‌. سازمان‌های موفق و برتر همواره دارای مدیرانی دلسوز و دست‌یافتنی هستند‌.

- احترام بگذارید‌: افراد مؤدب از طریق توجه به علایق و نیازهای دیگران و ارضای آن‌ها، فضایی توأم با اعتماد به‌وجود می‌آورند‌.

- منصف باشید‌: مردم و کارکنان دوست دارند با کسانی کار کنند که رفتاری قابل پیش‌بینی داشته باشند و در تصمیم‌گیری و رفتارشان، عدالت را رعایت کنند‌.

- مشارکت کنید و همواره به‌دنبال کمک به دیگران باشید‌: همکاری شما در شرایط دشوار، نشان‌دهنده‌ی علاقه‌تان به کمک به دیگران است‌.

- بهانه‌تراشی و ملامت نکنید‌: اگر خطایی کردید، صادق باشید و آن‌را بپذیرید‌. از ملامت دیگران خودداری کنید‌. توجیه‌، بهانه‌تراشی و سرزنش کردن دیگران، اعتبار شخص را کاهش داده و اعتماد را از بین می‌برد‌.

- پاسخ‌گو باشید‌: در مورد اعمال‌تان پاسخ‌گو و مسؤولیت‌پذیر باشید‌. وقتی افراد در قبال اعمال‌شان پاسخ‌گو نباشند، دیگر به آنان اطمینان نمی‌کنند که بتوانند پاسخ‌های روشن و صحیح دریافت کنند‌. یک سازمان یا فرد به شرطی رشد می‌کند که در قبال اعمال خود پاسخ‌گو باشد‌.

 




طبقه بندی: دانشجویان گرایش بازاریابی،  دانشجویان گرایش استراتژی،  داستانکها و جملات مدیریتی ، 

تاریخ : دوشنبه 21 مهر 1393 | 07:08 ق.ظ | نویسنده : سیدعلیرضا حسینی ابرندآبادی | نظرات

شکارچی پرنده سگ جدیدی خریده بود، سگی که ویژگی منحصر به فردی داشت. این سگ میتوانست روی آب راه برود. شکارچی وقتی این را دید نمی توانست باور کند و خیلی مشتاق بود که این را به دوستانش بگوید. برای همین یکی از دوستانش را به شکار مرغابی در برکه ای آن اطراف دعوت کرد.

او و دوستش شكار را شروع كردند و چند مرغابی شكار كردند. بعد به سگش دستور داد كه مرغابی های شكار شده را جمع كند. در تمام مدت چند ساعت شكار، سگ روی آب می دوید و مرغابی ها را جمع می كرد. صاحب سگ انتظار داشت دوستش درباره این سگ شگفت انگیز نظری بدهد یا اظهار تعجب كند، اما دوستش چیزی نگفت.
در راه برگشت، او از دوستش پرسید آیا متوجه چیز عجیبی در مورد سگش شده است؟
دوستش پاسخ داد: آره، در واقع، متوجه چیز غیرمعمولی شدم. سگ تو نمی تواند شنا كند.
بعضی از افراد همیشه به ابعاد و نكات منفی توجه دارند. روی وجوه منفی تیم های كاری متمركز نشوید. با توجه به جنبه های مثبت و نقاط قوت، در كاركنان و تیم های كاری ایجاد انگیزه كنید.




طبقه بندی: داستانکها و جملات مدیریتی ، 

تاریخ : سه شنبه 8 مرداد 1392 | 11:52 ب.ظ | نویسنده : سیدعلیرضا حسینی ابرندآبادی | نظرات

در روزگار قدیم، پادشاهی سنگ بزرگی را در یك جاده اصلی قرار داد. سپس در گوشه‌ای پنهان شد تا ببیند چه كسی آن را از جلوی مسیر بر می‌دارد. برخی از بازرگانان ثروتمند با كالسكه‌های خود به كنار سنگ رسیدند، آن را دور زدند و به راه خود ادامه دادند. بسیاری از آن‌ها نیز به شاه بد و بیراه گفتند كه چرا دستور نداده جاده را باز كنند. امّا هیچیك از آنان كاری به سنگ نداشتند.

سپس یك مرد روستایی با بار سبزیجات به نزدیك سنگ رسید. بارش را زمین گذاشت و شانه‌اش را زیر سنگ قرار داد و سعی كرد كه سنگ را به كنار جاده هل دهد. او بعد از زور زدن‌ها و عرق ریختن‌های زیاد بالاخره موفق شد. هنگامی كه سراغ بار سبزیجاتش رفت تا آن‌ها را بر دوش بگیرد و به راهش ادامه دهد متوجه شد كیسه‌ای زیر آن سنگ در زمین فرو رفته است. كیسه را باز كرد پر از سكه‌های طلا بود و یادداشتی از جانب شاه كه این سكه‌ها مال كسی است كه سنگ را از جاده كنار بزند. آن مرد روستایی چیزی را می‌دانست كه بسیاری از ما نمی‌دانیم!

«هر مانعی، فرصتی است تا وضعیت‌مان را بهبود بخشیم.»




طبقه بندی: داستانکها و جملات مدیریتی ، 

تاریخ : سه شنبه 8 مرداد 1392 | 11:47 ب.ظ | نویسنده : سیدعلیرضا حسینی ابرندآبادی | نظرات
پس از رسیدن یک تماس تلفنی برای یک عمل جراحی اورژانسی، پزشک با عجله راهی بیمارستان شد ,,, او پس از اینکه جواب تلفن را داد، بلافاصله لباسهایش را عوض کرد و مستقیم وارد بخش جراحی شد ،
او پدر پسر را دید که در راهرو می رفت و می آمد و منتظر دکتر بود. به محض دیدن دکتر، پدر داد زد: چرا اینقدر طول کشید تا بیایی؟ مگر نمیدانی زندگی پسر من در خطر است؟ مگر تو احساس مسئولیت نداری؟
پزشک لبخندی زد و گفت: "متأسفم، من در بیمارستان نبودم و پس از دریافت تماس تلفنی، هرچه سریعتر خودم را رساندم ,,, و اکنون، امیدوارم شما آرام باشید تا من بتوانم کارم را انجام دهم ،
پدر با عصبانیت گفت:"آرام باشم؟! اگر پسر خودت همین حالا توی همین اتاق بود آیا تو میتوانستی آرام بگیری؟ اگر پسر خودت همین حالا میمرد چکار میکردی؟
پزشک دوباره لبخندی زد و پاسخ داد: "من جوابی را که در کتاب قرآن گفته شده میگویم" از خاک آمده ایم و به خاک باز می گردیم ,,, شفادهنده یکی از اسمهای خداوند است ,,, پزشک نمیتواند عمر را افزایش دهد ,,, برو و برای پسرت از خدا شفاعت بخواه ,,, ما بهترین کارمان را انجام می دهیم به لطف و منت خدا ,,,
پدر زمزمه کرد: (نصیحت کردن دیگران وقتی خودمان در شرایط آنان نیستیم آسان است ),,,
عمل جراحی چند ساعت طول کشید و بعد پزشک از اتاق عمل با خوشحالی بیرون آمد ,,, خدا را شکر! پسر شما نجات پیدا کرد ,,,
و بدون اینکه منتظر جواب پدر شود، با عجله و در حالیکه بیمارستان را ترک می کرد گفت : اگر شما سؤالی دارید، از پرستار بپرسید ,,,
پدر با دیدن پرستاری که چند لحظه پس از ترک پزشک دید گفت: "چرا او اینقدر متکبر است؟ نمی توانست چند دقیقه صبر کند تا من در مورد وضعیت پسرم ازش سؤال کنم؟
پرستار درحالیکه اشک از چشمانش جاری بود پاسخ داد : پسرش دیروز در یک حادثه ی رانندگی مرد ,,, وقتی ما با او برای عمل جراحی پسر تو تماس گرفتیم، او در مراسم تدفین بود ,,, و اکنون که او جان پسر تو را نجات داد ,,, او با عجله اینجا را ترک کرد تا مراسم خاکسپاری پسرش را به اتمام برساند.


طبقه بندی: داستانکها و جملات مدیریتی ، 

تاریخ : سه شنبه 8 مرداد 1392 | 11:35 ب.ظ | نویسنده : سیدعلیرضا حسینی ابرندآبادی | نظرات
سلام به همه دوستان
این پرزنتیشن از مجموعه پرزنتیشن های TED می باشد که در آن دکتر Amy Cuddy ، استاد دانشکده بیزنس هاروارد، تاثیر زبان بدن در نحوه نگرش دیگران به ما را به طور خلاصه توضیح می دهد.  توصیه می کنم این پرزنتیشن را حتما ببینید.

ضمنا می توانید این کلیپ را همراه با زیرنویس فارسی دانلود نمایید.



طبقه بندی: داستانکها و جملات مدیریتی ، 

تاریخ : شنبه 14 اردیبهشت 1392 | 01:50 ب.ظ | نویسنده : محمود قاضی زاده | نظرات
گروه صنعتی ایران خودرو برای اولین بار در تاریخ صنعت ایران، ازفناوری «واقعیت افزوده» در تبلیغات خود استفاده می کند که براساس آن امکان نمایش محصولات به شکل سه بعدی در گوشی های هوشمند تلفن همراه و تبلت‌ها فراهم می‌آید.
به گزارش ایکوپرس، علی مصریان مدیرارتباطات و امور بین الملل گروه صنعتی ایران خودرو با بیان این مطلب گفت: فناوری «واقعیت افزوده» به زودی در تبلیغات خودروی رانا عرضه خواهد شد و در ادامه نیز سایر محصولات ایران خودرو توسط این فناوری معرفی خواهند شد.
 
مدیر ارتباطات و امور بین الملل گروه صنعتی ایران خودرو در تشریح جزئیات بیشتری از این فناوری اظهار کرد: با استفاده از فناوری augmented reality می توان یک جسم با حالت مجازی را از دریچه دوربین گوشی تلفن همراه یا تبلت به حالت واقعی در آورد و به نوعی ماکتی از آن را در اختیار داشت.
  
وی افزود: برای استفاده از این فناوری، نرم افزار مخصوص آن به صورت رایگان روی گوشی تلفن همراه یا تبلت نصب خواهد شد؛ پس از آن چنانچه کابر تصویر محصولات ایران خودرو روی بروشور، کاتالوگ، روزنامه و بیلبرد ها را روبروی لنز دستگاه خود قرار دهد، نرم افزار پس از شناسایی تصویر، ماکت سه بعدی از خودرو ارائه خواهد کرد.

BT-50 Augmented Reality
 
مدیر ارتباطات و امور بین الملل گروه صنعتی ایران خودرو ادامه داد: درگام نخست اجرای این نرم افزار، کاربران می توانند نمای بیرونی خودرو را از زوایای مختلف مشاهده و رنگ های متنوع را برای محصول مورد نظر آزمایش کنند؛ درفازبعدی نیز کاربر می تواند نمای داخلی محصولات را به صورت سه بعدی مشاهده کند.
 
مصریان اظهار کرد: این فناوری در دنیا سابقه ای یک و نیم ساله داشته و توسط شرکت های مطرح خودروسازی دنیا مانند بنز، فولکس واگن و ولوو به کار گرفته شده است، اما در ایران برای نخستین بار مورد استفاده قرار می گیرد.
 
وی اظهار امیدواری کرد با استفاده از این فناوری که حاصل ترکیبی از تکنیک های تبلیغات و فناوری های نوین است، هموطنان بتوانند با آگاهی و اشراف بیشتر خودروی مورد نظر خود را انتخاب کنند.

منبع



طبقه بندی: داستانکها و جملات مدیریتی ، 

تاریخ : چهارشنبه 11 اردیبهشت 1392 | 08:47 ق.ظ | نویسنده : محمود قاضی زاده | نظرات

زبان بدن (Body Language) مهمترین بخش ارتباط غیر کلامی است که معمولا مطابق با فرهنگ و آداب و رسوم  هر جامعه  تعریف می شود. در نتیجه در ارتباطات بین المللی، ارتباط غیر کلامی نقش مهمتری نسبت به ارتباط کلامی دارد که حتی می تواند در جهت رد ارتباط کلامی عمل کند!

برای درک بهتر این مساله به یک مثال واقعی توجه کنید:

شیوه دست دادن بیل گیتس با رئیس‌جمهور کره جنوبی -گئون های پارک- باعث ایجاد جنجالی در رسانه‌ها و کاربران شبکه‌های اجتماعی در کره شده است.

04-23-2013 11-18-24 PM

همان طور که می‌بینید بیل گیتس در حالی با رئیس‌جمهور دست می‌دهد که دست دیگر را در جیب کرده است و این در فرهنگ کره و کلا مشرق‌زمین که آداب‌دانی هر چند خیلی وقتی‌ها پوسته‌ای الزامی است، ‌یعنی بی‌ادبی و بی‌توجهی.

04-23-2013 11-18-39 PM

البته علاوه مسئله بر تفاوت فرهنگی، باید بدانیم که اصولا سبک دست دادن بیل گیتس همیشه همین طور بوده است، شاید تا حلا کسی پیدا نشده بود که به او این مسئله را تذکر بدهد.

04-23-2013 11-19-01 PM

همان طور که می‌بینید که با یک دانش‌آموز کره‌ای به مراتب محترمانه‌تر دست می‌دهد.

 
04-23-2013 11-20-46 PM


منبع



طبقه بندی: داستانکها و جملات مدیریتی ، 

تاریخ : چهارشنبه 4 اردیبهشت 1392 | 07:15 ق.ظ | نویسنده : محمود قاضی زاده | نظرات


بهترین مدیر کسی است که قادر است افرادی خوب را برای کارهایی که می‌خواهد انجام شود انتخاب کند و آن قدر خوددار باشد تا از مداخله در کارهایی که آنها انجام می‌دهند پرهیز کند.

 

۱.بجوئید تا بیابید و بدانید با زحمت و تلاش چیزی را از دست نمیدهید (اسوپ، افسانه‌نویس یونانی)


۲.برنامه‌های توسعه مدیریتی ما در محل کار صورت می‌گیرد نه در کلاس‌های مختلف آموزشی. (ژوزف شرسن)


۳.ترجیح می‌دهم که ملتم به سیاست‌های اقتصادی من بخندند تا اینکه از ولخرجیهایم گریان شوند. (پادشاه سوئد)


۴.برای آنکه مدیر شوید باید از پایین شروع کنید، استثناء هم وجود ندارد. (هنری بلاک)


۵.با هشت ساعت کار صادقانه در روز می‌توانید به ریاست برسید و روزی ۱۲ ساعت کار کنید. (رابرت فراست)


۶.برای بهبود ارتباطات کامپیوتری باید کمر بوروکراسی ایجاد شده را شکست. (مایکل آلبرشت)


۷.مدیران نالایق اغلب به نصیحت و مشاوره آخرین کسی که با او صحبت می‌نماید گوش می‌کند. (وارن بنیس)


۸.مدیر باید جرأت آن را داشته باشد که گاهی برخلاف رأی متخصصان عمل کند. (جیمز کالاگان)


۹.هیچ چیز برای کارمندان ارزشمندتر از سهیم کردن آنها در چرخه تصمیم‌گیری نیست. (جودیت باردویک)


۱۰.مدیریت مشارکتی این است که افراد مناسب را در زمان مناسب در چرخه تصمیم‌گیری وارد کنیم. (واین بارلو)


۱۱.با احتیاط بیندیشید اما با قاطعیت عمل کنید. (چارلز کالب کلتن)


۱۲.دیگران را عفو کنید. (بابیلیوس سایروس)


۱۳.سرپرست باید قبل از هرگونه اقدام انضباطی، تذکرات و اخطارهای لازم را بدهد. (موریس تراتر)


۱۴.تجربه را نمی‌توان خلق کرد باید آن را تجربه کرد. (آلبرت کامو)


۱۵.تجربه فرزند اندیشه است و اندیشه فرزند عمل. (بنجامین دیزرائیلی)


۱۶.رمز موفقیت، ثبات در پیگیری هدف است. (بنجامین دیزرائیلی)


۱۷.اهداف بایستی مشخص، واقعگرایانه و قابل سنجش باشند. (ویلیام دایر)


۱۸.هدف بزرگ زندگی، دانش نیست، عمل است. (توماس هنری هاکسلی)


۱۹.تجربه خوب است اما به شرطی که برای آن بهای گزاف نپردازیم. (باربر، کتاب هزار ضرب‌المثل)


۲۰.از خشم انسان‌های صبور برحذر باشید. (جان درایدن)




طبقه بندی: داستانکها و جملات مدیریتی ، 

تاریخ : شنبه 10 فروردین 1392 | 03:55 ب.ظ | نویسنده : نیلوفر کرمی | نظرات
1-اگر یاد گرفتن را به پایان برده ای،به پایان رسیده ای!
2-معمولا کسی که بتواند برخیزد و فکر خود را به زبان بیاورد،جاذبه رهبری پیدا می کند.
3-رهبری خوب با برقراری ارتباط خوب با مردم آغاز می شود.
4-بزرگترین فقدان،فقدان اعتماد به نفس است.
5-فکر کن...حتما باید راه بهتری وجود داشته باشد.



طبقه بندی: داستانکها و جملات مدیریتی ، 

تاریخ : پنجشنبه 5 بهمن 1391 | 12:38 ق.ظ | نویسنده : مرضیه صمدی فروشانی | نظرات
.: Weblog Themes By SlideTheme :.